فلسفه تکنولوژیهوش مصنوعی

هوش مصنوعی و ترس های غیر منطقی | چرا Chat GPT ذهن ما را نمی‌خواند؟

ناپدید شدن وس اندرسون | نقطه شروع بحث

چرا وس اندرسون در این مقاله نام برده نشده‌است؟

اخیرا در حال وبگردی به مقاله‌ای برخوردم که فهرستی از 10 کارگردان برتر سینما در قرن 21 ارائه کرده بود و بعد از خواندن آن به نظرم می‌رسد این پرسشی است که ذهن هر دوستدار سینمایی را به خود مشغول می‌کند. چگونه می‌توان فهرستی از ده کارگردان برتر قرن بیست و یکم را بدون ذکر نام وس اندرسون تدوین کرد؟ خوب می‌دانم که هدف از این مقاله اینترنتی صرفاً جلب توجه خواننده و سوق دادن او به کلیک بر روی فهرستی پر از تبلیغات بوده‌است. با این حال، جای خالی نام وس اندرسون در این فهرست، گامی نابخشودنی و اهانتی آشکار به ذائقه مخاطبان سینما تلقی می‌شود. پرسش من این است: چه کسی این مقاله را نوشته و با چه معیارهایی این فهرست را تدوین کرده‌است؟

وس اندرسون
وس اندرسون (wes anderson)

سؤال اصلی: چه کسی این مقاله را نوشته؟

به نظر می‌رسد که این سوال کلیدی است: “این مقاله را چه کسی نوشته است؟” آیا این فرد با یک نام مشکوک در عنوان نویسنده، خالق واقعی این متن بوده‌است؟ گویی او شخصیت اصلی یک رمان ارزان‌قیمت است. یا شاید، مانند بسیاری از نوشته‌های امروزی، این کلمات توسط هوش مصنوعی (AI) نوشته شده‌اند؟ هوش مصنوعی قدرتمندی که شبیه به ChatGPT است، اما با نامی مستعار پنهان شده‌است.

هوش مصنوعی | هیاهو و بزرگنمایی

بله، “هوش مصنوعی”، همان مدل‌های آماری پیچیده‌ای که طبق جو حاکم، زمانی که آینده ما را به شکلی تاریک رقم بزنند، از پیدایش آن‌ها پشیمان خواهیم شد. اخیراً، مرور یک وب‌سایت خبری بدون برخورد با حداقل یک تیتر که مدل‌های هوش مصنوعی را موجوداتی هوشمند و دارای شعور معرفی می‌کند، دشوار است. موجوداتی که قادرند به روشی فراتر از توانایی سازنده‌ها و کاربرانش، اطلاعات تولید کنند. مدل‌هایی که مشاغل را نابود می‌کنند و قدرت‌های تمامیت‌خواهانه را به خود اختصاص می‌دهند. اما آیا این حقیقت دارد؟

درک واقعی مدل‌های زبانی بزرگ (LLM)

برخلاف تصور رایج، هوش مصنوعی (به خصوص مدل‌های زبانی بزرگ یا LLMها)، صرفا مدل‌هایی هستند که بر اساس احتمالات به ورودی‌های زبانی پاسخ می‌دهند. به عبارتی ساده‌تر، اگر پرامپت شما برای یک LLM این باشد که کلمه جا افتاده در عبارت “من به بالای … دویدم” را پر کند، به احتمال زیاد، “تپه” را به شما پیشنهاد می‌کند. نه به این دلیل که هوش مصنوعی باهوش یا آگاه است، بلکه چون از نظر آماری این محتمل‌ترین پاسخ است.

اگر کلمه مورد نظر شما “تپه” نباشد، آن را به چالش بکشید. در این صورت، LLM بر اساس داده‌های عظیمی که با آن آموزش دیده‌است، به حافظه آماری خود رجوع می‌کند و محتمل‌ترین پاسخ بعدی را ارائه می‌دهد. به عبارتی می‌توانید با آن گفتگو کنید. پس از دو یا سه بار تکرار “این کلمه‌ای که دنبالش هستم نیست”، LLM مانند هر هم‌صحبتِ خوبِ دیگری، برای ارائه پاسخ مناسب‌تر، درخواست اطلاعات بیشتری از شما خواهد‌کرد.

با این حال، صرف نظر از برداشتی که از تعامل خود با LLM دارید، شما در واقع در حال گفتگو نیستید. در حقیقت، LLM هم به طور واقعی افکار شما را دنبال نمی‌کند، درست به همان اندازه که یک منتالیست (به اصطلاح ذهن خوان) ذهن شما را نمی‌خواند. هر دوی LLM و منتالیست، به دنبال سرنخ‌های محیطی هستند تا بتوانند پاسخی محتمل ارائه دهند یا آن را از ذهن شما بیرون بکشند. قدرت‌های ظاهراً “جادوییِ” هر دویِ مدل‌های زبانی بزرگ (LLMها) و منتالیست‌ها (ذهن‌خوان‌ها)، به این بستگی دارد که مخاطب توانایی‌هایی را به آن‌ها نسبت دهد که در واقعیت وجود ندارد.

منتالیست یا به اصطلاح ذهن‌خوان

هوش مصنوعی به مثابه منتالیست

منتالیست می‌گوید: “احساس می‌کنم اخیراً اتفاق بدی برایتان افتاده‌است.” در حالی که در واقع هیچ اتفاق بدی نیفتاده‌است. با این حال، شما در تعریف «بد» تردید می‌کنید و به دنبال هر نوع بدشانسی جزئی می‌گردید. شما وارد بازیِ او می‌شوید. بنابراین، بله، شما اتفاقات پیش‌پاافتاده را بد تلقی می‌کنید. درست است که دیروز مجبور شدید سی دقیقه به دنبال تلفن همراه خود بگردید تا اینکه پسرتان آن را بین درز‌های مبل پیدا کرد. بدون فکر کردن، تحت تأثیر منتالیست قرار می‌گیرد و جزئیات بیشتری از زندگی خود را برای او فاش می‌کنید (گوشی خود را گم کرده‌اید و یک پسر دارید) و بدین ترتیب، این فرآیند یا “بازی” ادامه می‌یابد.

همانند یک منتالیست، LLM نیز نیازمند اغماض شماست، جایی که شما به طور فعال تحت تأثیرِ “جادوی” آن قرار می‌گیرید. با این حال، هر دو نوع جادو، ساخته و پرداخته ذهن خود شما هستند. شما به تخیلات خود اجازه می‌دهید تا توانایی‌هایی را به آن‌ها نسبت دهد که در واقعیت وجود ندارند؛ در واقع منتالیست نمی‌تواند ذهن شما را بخواند و LLM شما را درک نمی‌کند. قدرت، کاملاً در درون شما نهفته است و هرچه بیشتر این قدرت را رها کنید، بیشتر تصور می‌کنید که منتالیست یا LLM، دانای کل هستند؛ یکی سرگرمی و دیگری ترسی غیرمنطقی یا واهمه‌ای بی اساس را به همراه می‌آورد.

خطر واقعی | سوء استفاده سیاسی از هوش مصنوعی

غیر منطقی بودن این ترس‌ها، به این معنی نیست که افراد قدرتمند و جویای قدرت در آینده سعی نخواهند‌ کرد مدل‌های هوش مصنوعی را به سلاح تبدیل کنند؛ درست همانطور که در گذشته، علم به سلاح تبدیل شد. دولت و کارگزاران آن شروع به گفتن این خواهند‌ کرد که ما باید به روش خاصی عمل کنیم، صرفاً به این دلیل که یک هوش مصنوعی به اصطلاح “دانای کل/همه چیز دان”، آن عمل را توصیه کرده‌است. در اینجا، منتالیست همان دولت خواهد بود، اما ما، به عنوان مخاطب، نباید فریب بخوریم.

مدل‌ها طوری آموزش خواهند دید که به نفع رژیم‌های پرقدرت پاسخ دهند. انتظار این است که این اتفاق بیفتد.

بازگشت به وس اندرسون

اما در مورد استعداد سینمایی اندرسون چطور؟ جایگاه او کجاست؟ و آیا هوش مصنوعی جایگزین بسیاری از کسانی خواهد شد که چنین لیست‌هایی را ایجاد می‌کنند؟

در مورد استعداد هنری اندرسون، این شما (به عنوان بیننده) هستید که تصمیم می‌گیرید. لیست ده نفره‌ی برتر خود را بسازید. صدها یا حتی هزاران لیست دیگر را در وب جستجو و مطالعه کنید. با مواردی که می‌پسندید موافقت کنید و بقیه را نادیده بگیرید. اگر لیستی که توسط یکی از مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) ساخته شده با رتبه بندی ذهنی شما همخوانی دارد، آن را بپذیرید و از آن لذت ببرید. اولویت‌های شما کاملاً متعلق به خودتان هستند.

آیا هوش مصنوعی مشاغل را از بین می‌برد؟

درست است که با ظهور فناوری‌های جدید، مشاغل متعددی از بین خواهند رفت. با این حال، آیا هوش مصنوعی تلاش‌های انسانی را بی‌معنی و بی‌ارزش خواهد‌کرد؟ آیا همه ما در نهایت بیکار خواهیم شد؟ هرگز!

آیا هوش مصنوعی واقعاً شغل ما را خواهد دزدید؟

توجه داشته باشید که فهرستی از بهترین کارگردان‌ها، که توسط هوش مصنوعی ساخته شده، در واقع ترکیبی از لیست‌ها و نوشته‌های موجود در وب است. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی اساساً همان جستجویی را انجام داده که شما انجام می‌دادید. هوش مصنوعی هیچ اطلاعات یا تحلیل جدیدی اضافه نکرده‌است. بلکه صرفاً پاسخی احتمالی به این جمله‌ی شما داده‌است: “بهترین کارگردان‌های قرن بیست و یک کدامند؟” با این حال، درک این نکته کلیدی است که هوش مصنوعی به کلماتی که قبلاً توسط انسان‌ها نوشته شده‌است، تکیه کرده‌است. هوش مصنوعی صرفاً نسخه‌ی خلاصه‌شده‌ی همه‌ی آن نظرات را ارائه کرده‌است، خلاصه‌ای که ممکن‌است توهمات بیشتری نسبت به دوستداران سینما داشته باشد.

نتیجه‌گیری: خلاقیت انسانی همیشه برنده است

بله، از هوش مصنوعی برای تولید لیست‌های بی‌معنی استفاده خواهد شد که گاهی اوقات دقایقی از روز شما را تلف می‌کنند. اما این رشته جملاتِ مصنوعی، چیز جدیدی نیستند، فقط بازنویسی مقالاتی از وب هستند که توسط نویسندگان واقعی و بااستعداد نوشته شده‌اند. و بله، بسیاری از مشاغلی که چنین لیست‌ها، خلاصه‌ها و موارد مشابه را ایجاد می‌کنند، از بین خواهند رفت؛ همان‌طور که در گذشته با ظهور فناوری‌های نوظهور، مشاغل بسیاری در زمینه‌های مختلف و فعالیت‌های گوناگون، منسوخ شده‌اند. با این حال، همانند گذشته، مشاغل جدید و ناشناخته‌ای نیز برای جایگزینی مشاغل از دست‌رفته، پدیدار خواهند شد.

تهدید واقعی هوش مصنوعی | نزاع حقیقت و دروغ

با این وجود، ایده‌های بدیعِ “زیبایی ذاتی انسان” برای همیشه محصول فعالیت زنان و مردان خواهد بود و بدون دستان توانمند انسان که به طور مداوم متون اصیل را تألیف می‌کنند، هوش‌هایِ مصنوعیِ به اصطلاح “خطرناک”، خلاصه‌ای ارائه نخواهند‌ کرد و پاسخی نخواهند داشت.

زندگی و آینده ما در امان است.

امتیاز دهید!
3 / 5

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا